افسوس که عاقبت اندیش نه ایم داریم لباس فقرو درویش نه ایم |
نردبان این جهان ما و منی ست
عاقبت این نردبان بشکستنی ست لا جرم هر کس که بالا تر نشست استخوانش سخت تر خواهد شکست |
روزی از چوگان زلف دوست تابی دیده ام لاجرم چون گوی می گردیم سرگدان هنوز |
من به خال لبت ای دوست گرفتار شده
چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم |
این شربت جان پرور جان بخش چه ساقیست
از دست مسیحی که به بیمار درآمد اکنون بزند گردن غمهای جهان را کاقبال تو چون حیدر کرار درآمد |
این کیست بدین حال و که بودست و که باشد
جز شیر خداوند جهان حیدر کرار |
من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا
من از کجا غم باران و ناودان ز کجا چرا به عالم اصلی خویش وانروم دل از کجا و تماشای خاکدان ز کجا |
دلی دارم در آتش خانه کرده
میان شعله ها کاشانه کرده |
گل بر رخ رنگین تو تا لطف عرق دید
در آتش شوق از غم دل غرق گلاب است سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم دست از سر آبی که جهان جمله سراب است |
جمله که بینی همه دارد عوض
وز عوضش گشته میسر غرض آنچه ندارد عوض ای هوشیار عمر عزیز است غنیمت شمار |
اکنون ساعت 06:29 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد. |
Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)